ميرزا محمد حيدر دوغلات
134
تاريخ رشيدى ( فارسي )
كاشغر رسيدند ، خان به محمد حيدر ميرزا گفت ، مهم او را سهل انگاشته اندك لشكر آورده بودم . امسال توسعى نماى ولايت خود را نگاه دار . سال ديگر با لشكر تمام بيايم و كار او را سازم . « 1 » خان به مغولستان رفت و محمد حيدر ميرزا در كاشغر ماند . « 2 » لشكر كشيدن يونس خان جهت كمك محمد حيدر ميرزا به ياركند بار دوم و شكست يافتن ايشان از ميرزا ابابكر چون سال ديگر كه تاريخ هشتصد و هشتاد و پنج بود ، « 3 » خان با تمام لشكر مغول كه شصت هزار كس بود به كاشغر آمد و محمد حيدر ميرزا نيز ترتيب لشكر خود را از سالهاى گذشته بهتر كرده بود ، همراه شده متوجه ياركند شدند « 4 » سلطان يونس خان و محمد حيدر ميرزا با جمعيت نود هزار كس از سوار و پياده به « 5 » ياركند توجه نمودند . ميرزا ابابكر بر همان سان كه سال گذشته به قلعه ياركند تحصن نموده بود ، امسال نيز تحصن نمود « 6 » . وى نيز لشكرى از پياده و سوار ، قريب پنج هزار ترتيب نمود . سه هزار سوار همان مردماند كه به شرح گفته شده است كه « 7 » همه ميرزادههاى امير « 8 » سيد على و جوانان مردم گزيده او كه محمد حيدر ميرزا جهت بىقدرشناسى از دست داده بود و دو « 9 » هزار پياده تيرانداز از ولايت گزين كرده بود . به وعده و اميدوارى تمام ايشان را جمع ساخته بود . لشكر خان حلقه كردند و نزول فرمودند . « 10 » خان خود در قالوغاج « 11 » بارى كه ( 63 ر ) موضعى است مشهور در طرف شرقى شمال ياركند [ موضع گرفت ] « 12 » چون نماز ديگر « 13 » ، لشكر خان ، مردم معتبر « 14 » از هر قشون و تابين به هوس خود پيش قلعه رفتند و به جنگ مشغول شدند ، از قلعه مردم ميرزا ابابكر در ميان هر سوارى « 15 » پياده تيرانداز و در پيش هر پياده يك پياده ديگر تو را 332 برداشته پيش آمدند . جنگ سخت دست داد .
--> ( 1 ) . نت : با لشكر تمام برآمده باشم و كار او سازم . ( 2 ) . نگ : + فصل چهل و پنجم . ( 3 ) . نت : + و . ( 4 ) . نت : شد . ( 5 ) . نت : - به . ( 6 ) . نت : نموده . ( 7 ) . نت : كه تا شرح گفتهايد كه . ( 8 ) . نت : مير . ( 9 ) . نت : - دو . ( 10 ) . نت : حلقه كردهاند نزول فرمودهاند . ( 11 ) . نگ : قالوعاج . ( 12 ) . نب ، نت : - موضع گرفت . ( 13 ) . نت : + از . ( 14 ) . نت : + كه . ( 15 ) . نت : سوار .